مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
912
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
آن كه با نيرنگ و پليدى زيست / و پردهاى بود كه بر دست خداوند در زاب كشته شد / بردهاى براى بردهاى ، بى هيچ شرف و تبارى / كه صاحب پنجهاى ناخن در او فرو برد / هيچ گريبانى در سوگ تو چاك مباد و هيچ زنى در سوگ تو در شيون مباد / و هيچ نيكى ، با ديدن جامههاى تو ، گريه و زارى مكناد [ 1 ] ! سپس ابن زبير برادرش مصعب را به عراق فرستاد و او به بصره درآمد و مردم آنجا از وى فرمانبردارى كردند و در مورد آنچه اهل بصره مهلب بن ابى صفره را بر سر كشتار و جنگ با ازارقه ولايت داده بودند ، موافقت كرد و خود به سوى كوفه روانه شد . مختار در دل بدست آوردن از مردمان نيرنگها و حيلههايى داشت و رواياتى نقل مىكرد و كارهاى شگفت انجام مىداد ، مدعى معجزه بود . مىگفت كه جبرئيل و ميكائيل نزد او مىآيند . بعضى از ياران خويش را نيز امر كرده بود تا گواهى دهند كه وى جبرئيل را ديده و جبرئيل براى يارى او فرود آمده است و در اين باره گفته است : ابو اسحاق را از سوى من پيام رسان / كه اسبها از هراس گريزان شدند / به ديدگان خويش بنمايم چيزى را كه نمىبينند / ما هر دوان به ترهات آگاهى داريم . مصعب بن زبير به مقابلهء با او آمد و مختار بر ايشان شبيخون زد و از ياران او شش هزار تن را كشت . عبيد الله بن على بن ابى طالب و محمد بن اشعث بن قيس كه هر دو در پناه مصعب زندانى بودند كشته شدند و او از مرگ اين دو آگاه نشد . فردا روز ، مصعب به پيكار با او پرداخت و مختار به قصر كوفه پناهنده شد . مصعب او را محاصره كرد تا او و همراهانش را ، كه در قصر بودند ، كشت . و ايشان شش هزار و هشتصد مرد بودند . مصعب عمره ، دختر نعمان بن بشير را ، كه همسر مختار بن ابى عبيده بود ، در تنگنا قرار داد تا از مختار بيزارى جويد و او نپذيرفت و مصعب گردنش را زد و عبد الرحمن بن حسان دربارهء آن زن گفته است : كشتن و كشته شدن را بر سر ما نوشتهاند / و بر دوشيزگان زيبا ، دامن كشيدن و خرام را . مصعب بر هر دو عراق چيره شد و عبد الملك بن مروان به سوى او روانه گرديد . ايشان در مسكن برخورد كردند . مصعب كشته شد و سرش را به خراسان نزد عبد الله بن خازم فرستادند . عبد الله بن خازم با ابن زبير بيعت كرده بود و براى او دعا مىكرد .
--> [ 1 ] رجوع شود به اغانى ، چاپ التقدم ، 17 / 68 .